تبليغاتX
شیخ آخوند آنلاین کمیابترین کدهای جاوا
پاسخ به سوالات دینی و شرعی

/* /*]]>*/

فواید دین

1-شکوفایی عقل

2-برخوردار کردن از لذایذ معنوی

3_تقویت اخلاق فردی و اجتماعی

4_ایجاد وحدت ویکپارچگی(ترویج سیاست بنی آدم اعضای یکدیگرند...)

5-برقراری عدالت در عرصه فردی و اجتماعی

6-جلوگیری از بحرانهای روحی روانی

7-کاهش ترس از مرگ

8-پاسخ به احساس تنهایی

9-ارایه راهکارهای علمی و عملی جهت استفاده بهینه از قوای شهوانی و غضبی و پرهیز از افراط و تفریط

10-ارایه سیستم خاص اقتصادی (بخصوص در دین اسلام)

11-تقویت حس علم آموزی و جهل سوزی

12-پرهیز دادن از خرافه گرایی

13-کاهش رنج و تعب در برابر سختیها و مصیبتهای زندگی

14-تامین سعادت دنیا و آخرت

 

نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 12:26 | لینک  | 


مراسم عروسی زمان پیامبر (مثل عروسی حضرت فاطمه علیه السلام) چطور بوده است؟ آیا رقص و پایکوبی داشته است. با توجه به اینکه رقص حرام است و ابزار موسیقی نسبت به زمان پیامبر (دف و ...) پیشرفت کرده، مراسم عروسی کنونی چگونه باید باشد؟ می توان در این مراسم گناه شرکت کرد؟ توجه داشته باشید که عدم شرکت باعث کدورت بین فامیل می شود.

شکی نیست که موسیقی، غنا و آواز خوانی، در صورتی که مناسب مجالس لهو و لعب باشد، از نظر اسلام حرام است، اما در این که این عمل در مورد عروسی یا شادی های دیگر استثنا شده یا نه؟  نقل های تاریخی درباره دف زنی و رقص در عروسی های زمان پیامبر (ص) به دست ما رسیده که  به دلیل سند ضعیف آنها و مخالفتشان با بعضی از روایات معتبر نمی توان با توجه به ظاهر آنها حکم کرد. به همین دلیل اکثر مراجع، موسیقی لهوی و طرب انگیز را حرام می دانند و فرقی بین دف و غیر آن و مجالس عروسی و غیر آن قائل نیستند.

دربارۀ رقص نیز بعضی مراجع رقص مرد برای مرد و زن برای زن را در صورتی که تحریک شهوت نکند و گناه و مفسده دیگری بر آن مترتب نباشد، جایز می دانند و بعضی تنها رقص زن برای شوهر را جایز می دانند.

بنابراین آنچه دربارۀ مجالس عروسی می توان گفت اینست:

1. خوب است که مجالس عروسی با برنامه های مدیحه سرایی، طنز و یا مویسقی های حلال شاد و پر شور برگزار شود.

2. در این مجالس در ضمن شادی، هر کس باید توجه به ترک حرام های شرعی با توجه به فتوای مرجع خود داشته باشد.

3. شرکت در مراسمی که در آنها حرام صورت می گیرد اگر شخص احتمال تاثیر می دهد، با فراهم بودن شرایط، باید نهی از منکر کند و اگر نمی پذیرند – چنانچه حضور شخص باعث استماع موسیقی حرام یا تایید گناه می گردد- باید مجلس را ترک کند مگر آنکه عسر و حرج پیش آید.



شکی نیست که موسیقی، غنا و آواز خوانی، در صورتی که مناسب مجالس لهو و لعب باشد، از نظر اسلام حرام است، اما در این که این عمل در مورد عروسی یا شادی های دیگر استثنا شده یا نه؟ در کتاب های تاریخی از برگزاری مراسم عروسی و شادی های دیگر در زمان پیامبر، مثل ازدواج حضرت فاطمه (ع) یا دیگر مسلمانان یا شادی مردم مدینه در زمان ورود آن حضرت به مدینه، نقل هایی به ما رسیده است. شادی مردم در زمان جاهلیت و صدر اسلام نوع ساده ای از شادی بوده است. بیشترین موردی که در میان مردم صدر اسلام برای شادی مرسوم بوده آواز خوانی و دف زنی بوده است و به رقص و نواختن آلات موسیقی دیگر در شادی ها کمتر اشاره شده است[1]. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:

در دعائم الاسلام روایتی نقل شده که در آن می گوید حضرت از عروسی شخصی خبر دار شدند فرمودند که عروسی نباید در خفا برگزار شود و باید دود به پا شود و صدای دف شنیده شود و فرق بین عروسی و زنا همین سر و صدای دف است.[2] در همین کتاب روایتی از امام صادق (ع) آورده است که در شب عروسی حضرت زهرا، رسول الله (ص) صدای دف شنیدند پرسیدند این چیست؟ گفتند اسماء برای این که حضرت زهرا را شاد نگه دارد تا بی مادری را احساس نکند، دف می زند. پس رسول الله (ص) دعا کردند همان طور که اسماء دختر مرا شاد کرد خدایا او را شاد نما و به اسماء فرمودند که در شادیتان حرف های نا مناسب نزنید.[3] کتاب کشف الغمه نیز نقل می کند وقتی مسلمانان از ازدواج حضرت علی (ع) با حضرت فاطمه (س) مطلع شدند و به پیامبر (ص) تبریک گفتند حضرت رو به همسران خود کرد و به آنها دستور داد برای فاطمه (س) دف بزنند و آنها مشغول دف زدن شدند.[4] ابن ابی الحدید نقل کرده که پیامبر بر قومی گذر کرد که مشغول بازی و رقص بودند حضرت به آنها فرمودند به این کار خود جدی ادامه دهید تا یهود و نصاری بدانند در دین ما آزادی هست.[5]

ولی از این نقل ها نمی توان حکم فقهی استخراج کرد. فقها برای دست یابی به احکام شرعی دقت موشکافانه ای در مجموع دلیل هایی که به دست ما رسیده می نمایند و به ظاهر چند نقل تاریخی اکتفا نمی کنند. در زیر نکاتی را که علاوه بر چنین نقل های تاریخی ای، در حکم شرعی مربوط به رقص و موسیقی دخیل است، بیان می کنیم:

1. سند اکثر قریب به اتفاق این روایات تاریخی محکم نیست و یا اصلا زنجیرۀ سند در این روایات، اتصال ندارد. پس این روایات به خودی خود نمی توانند دلیلی برای حکم شرعی باشند.

2. بعضی از این نقل ها با روایات معتبر و محکمی که به دست ما رسیده منافات دارند و به همین دلیل کنار گذاشته می شوند. شیخ انصاری روایاتی که دربارۀ حرمت غنا وارد شده شامل هر عمل لهوی  می داند و بنا بر این تمام روایات حرمت غنا در مقابل نقل های تاریخی ضعیفی که در بالا اشاره کردیم قرار می گیرد. ایشان این طور بیان می کنند: از مجموع روایات زیادی که دربارۀ حرمت غنا است چنین برداشت می شود که ملاک حرمت غنا لهوی بودن آن است و هر صوتی که به صورت لهو باشد چه با آلات موسیقی و چه بدون آن، حرام است.[6] از جمله این روایات، روایتی است که محمد بن ابی عباد نقل می کند: از امام رضا درباره غنا پرسیدم، ایشان فرمودند ... آن در زمره باطل و لهو است ...[7] و روایت اعمش که در آن امام صادق (ع) در بیان موارد گناهان کبیره این را می فرمایند: کار های لهوی که انسان را از ذکر خدا باز می دارند مانند غناء و نواختن اوتار (نوعی آلت موسیقی) ...[8] روایت اعمش علاوه بر اینکه حرام بودن هر لهوی را بیان می دارد از موسیقی به طور مخصوص اسم می برد در روایات دیگری نیز از موسیقی نام برده شده مثل روایتی از امام صادق(ع) که می فرمایند: «آلات ساز و آواز، از عمل شیطان است پس هر چه در زمین از این نوع وجود دارد از ناحیه ی شیطان است.»[9] و از پیامبر اکرم(ص) نیز روایت شده که فرموده اند: «شما را از مزمار و کوبات (آلات موسیقی) نهی می کنم.»[10] [11] در باره رقص نیز علاوه بر اینکه بسیاری از فقها آن را نیز از مصادیق لهو می دانند روایتی در کتاب کافی با سند معتبر نقل شده است که امام صادق (ع) از قول پیامبر (ص) می فرمایند: شما را از رقص[12] و ... نهی می کنم. این روایت نشان از نا پسند بودن این عمل نزد پیامبر دارد و از آنجا که سندش بر خلاف روایات دیگر، معتبر است، بر نقل های تاریخی دیگر مقدم است. به هر با توجه به این روایات، این وظیفۀ فقیه است که با دقت لازم، جمع بندی خود را از مستندات موجود به صورت فتوا بیان کند و وظیفۀ مقلد است که از آنها تبعیت کند.

با توجه به نکاتی که ذکر شد، در زمینه حکم موسیقی و رقص اختلاف نظر هایی بین فقها وجود دارد و هر کس با توجه به نظر مرجع تقلید خود باید عمل نماید تا در مقابل خداوند معذور باشد.

نظر فقها دربارۀ رقص

برخی مثل امام (ره) و آیت الله خامنه ای رقص را اگر باعث تحریک شهوت، ارتکاب گناه و یا ترتیب مفسده شود و یا زن در بین مردان نامحرم برقصد، حرام می دانند بنابر این اگر رقصی چنین خصوصیاتی را نداشته باشد حرام نیست. اما برخی؛ مثل آیت الله صافی و فاضل و مکارم تنها رقص زن برای شوهر را جایز می دانند.[13] روشن است که در این حکم فرقی بین مجلس عروسی و غیر آن نیست.

نظر فقها دربارۀ موسیقی

اکثر مراجع معیار در حرمت موسیقی را مطرب و لهوی بودن آن می دانند[14] یعنی اگر موسیقیی لهوی و مطرب نباشد حرام نیست البته بعضی مراجع مثل آیت الله مکارم و تبریزی و سیستانی تنها لهوی بودن را معیار حرمت موسیقی دانسته اند.[15] در بحث موسیقی نیز مراجع فرقی بین مجالس عروسی و غیر آن و استفاده از دف و غیر آن نگذاشته اند و تشخیص مصداق انواع موسیقی به عهده خود مقلد می باشد که با توجه به معیارهای موجود از طرف شرع مقدس، تشخیص بدهد موسیقیی حرام است یا حرام نیست و طبق آن عمل کند.[16]

با توجه به آن چه گفته شد نتایج زیر را به این ترتیب بیان می کنیم:

1. خوب است که مجلس عروسی به صورت شاد و پر شور برگزار شود.

2. شادی و نشاط عروسی می تواند به صورت های زیر اجرا شود:

الف. استفاده از افراد خوش صوت برای خواندن اشعار در مدح اهل بیت (ع) و اشعار فکاهی و طنز.

ب. استفاده از گروه های تئاتر و نمایش های کمدی.[17]

ج. استفاده از موسیقی های غیر حرام.

3. شور عروسی نباید حرامی در پی داشته باشد چرا که توجه به حرمت، بسیار مهمتر از توجه به شادی و نشاط عروسی است. حرام هایی که باید هر کس با توجه به نظر مرجع تقلید خود آنها را رعایت کند عبارتند از:

الف. مزاحمت و آزار مردم و همسایه ها.

ب. گوش دادن به موسیقی حرام.

ج. رقص های حرام و تماشای آن و حضور در مجلسی که تایید آن به حساب می آید.

د. اختلاط های حرام زن و مرد و نگاه های حرام.

تا به حال حکم مجالس عروسی کنونی با توجه به اختلاف فتوای مراجع مشخص شد. اما حضور در این مراسم چه حکمی دارد؟ نظر همه مراجع در این مورد اینست که اگر شخص احتمال تاثیر می دهد، با فراهم بودن شرایط، نهی از منکر کند و اگر نمی پذیرند – چنانچه حضور شخص باعث استماع موسیقی حرام یا تایید گناه می گردد- باید مجلس را ترک کند مگر آنکه عسر و حرج پیش آید.[18]

بدیهی است که صرف بوجود آمدن کدورت بین فامیل ها توجیهی برای گناه و شرکت در مجالس گناه نمی شود مگر آنکه عسر و حرج پیش آید.



[1] نک: اصفهانی، ابو الفرج، اغانی، ج 2، ص 175، استفاده شده از مقاله: قاضی زاده، کاظم، غناء از دیدگاه اسلام، مجله فقه، شماره 4-5، تابستان و پاییز 1374.

[2] تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج 2، ص 207، دار المعارف، مصر، 1385 ق. شبیه به این روایت را ببینید در: شیخ وسی، امالی، ص 518، انتشارات دار الثقافه، قم، 1414 ق.

[3] تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج 2، ص 206.

[4] اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج1، ص 359، مکتبه بنی هاشم، تبریز، 1381، ق.

[5] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص331، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.

[6] شیخ انصاری، المکاسب، ج 1، ص 296، مجمع الفکر الاسلامی، قم، 1428 ق.

[7] عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج 17، ص 308، موسسه آل البیت، قم، 1409 ق.

[8] عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج 15، ص331. 

 [9] . عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج 17، ص313.

[10] . همان.

[11] استفاده شده از سؤال 388 (سایت: 401).

[12] عبارت اصلی روایت: انهاکم عن الزفن ... است که به معنای رقص آمده است اما مرحوم فیض درکتاب الوافی ج 17، ص 211، ذیل این روایت گفته است: الزفن: اللعب و الدف و یزفون: یرقصون.

[13] حسینی، سید مجتبی، رسالۀ دانشجویی، ص 181، دفتر نشر معارف، چاپ پنجم، 1385 ش.

[14] برای اطلاع بیشتر از حکم موسیقی حرام و حلال به سؤالات 401، 540 و 1004 مراجعه کنید.

[15] همان، ص 172.

[16] استفاده شده از سوال 3553 (سایت: 3807).

[17] استفاده شده از سوال 2857 (سایت: 3092).

[18] حسینی، سید مجتبی، رسالۀ دانشجویی، ص 177.

منبع:http://farsi.islamquest.net/QuestionArchive/4038.ASPX
نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 16:2 | لینک  | 



معناى آیۀ شریفۀ: "إن اللَّه یَحولُ بَیْنَ المَرءِ وَ قَلبِه" چیست؟




یحول: از ریشۀ "حول"، به معناى واسطه شدن شى‏ء میان دو چیز است. وقتى سخن از حایل شدن به میان مى‏آید؛ یعنى اولاً: باید دو چیز وجود داشته باشد که شى‏ء سوّمى بین آن دو فاصله شود. ثانیاً: بین آن دو قرب و نزدیکى وجود داشته باشد.

قلب: مراد از قلب در این آیه، همان معناى ظاهرى (عضو رئیسۀ بدن) نیست، بلکه همان گوهر مجرد ملکوتى است که انسانیت انسان به آن بستگى دارد و بسیارى از حالات روحى اعم از ادراکات حضورى یا حصولى حب و بغض و... به آن نسبت داده مى‏شود، قلبى که به فرمایش امیرمؤمنان على (ع) ظرف است و بهترین قلب‏ها، قلبى است که معارف حقه و نیت‏هاى خیر را نگاه مى‏دارد. قلبى که مایۀ شرف و فضیلت انسان بر معظم مخلوقات است، لذا حیلولت و مانع شدن، معناى مادى نداشته و امرى کاملاً تجردى و معنوى است که خداى متعال بدین وسیله مى‏خواهد حاکمیت خودش را بر تمام افکار و اعمال انسان، اعلان دارد. همچنان که در آیۀ 16 سورۀ ق، حضور تام و تمام خود را بر افکار و اعمال انسان اعلام مى‏دارد: "و نحن اقرب الیه من حبل الورید".

نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 13:0 | لینک  | 

دلا غافل زسبحانی چه حاصل؟


مطیع نفس شیطانی چه حاصل؟


بود قدر تو افزون از ملائک


تو قدر خود نمی دانی چه حاصل؟؟

نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 6:9 | لینک  | 

کم زخروسی مباش...

مشت پری بیش نیست !...

از سر شب تا به صبح خدا خدا می کند!..



نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 17:44 | لینک  | 

با عرض پوزش به دلیل بوجود آمدن بعضی مشکلات و قطع ارتباط با شبکه و. . . مدتی نتوانستم به وبلاگ سر بزنم  .

در مورد غزه زمزمه هایی به گوش می رسد که ناصبی هستند و...

رجا نیوز این مطلب را مفصل نقد کرده و مطالب خوبی مطرح نموده:


فلسطيني‏ها ناصبي هستند یا شافعی؟

در روزهاي گذشته برخي رسانه هاي بي نام و نشان با بيان مطالبي اظهار داشتند که حماس، گروهي ناصبي و دشمن اهل بيت است. آنچه در ادامه مي خوانيد، کنکاشي در مذهب و عقايد مردم فلسطين به خصوص اهالي نوار غزه است.

1- بیشتر مردم فلسطین، پیرو مذهب شافعی هستند و اتفاقاً، ابوعبدالله محمدابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد غزه بوده است. در مورد شافعی بودن مردم فلسطین می توانید به این منبع رجوع کنید: «الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج 2، ص ۱۲۴»

جالب اینجاست که در میان فرقه های چهارگانه اهل سنت، نزدیک ترین فرقه به تشیع از نظر علاقه و احترام به اهل بیت و احکام فقهی، همین فرقه شافعی است.....

ادامه
نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 23:36 | لینک  | 


کسی که بداند هر که خدا را یاد کند خدا همنشین اوست احتیاج به هیچ وعظی ندارد . می داند چه باید بکند و چه نباید بکند . می داند که آنچه را می داند باید انجام دهد و در آنچه نمی داند باید احتیاط کند
نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 14:42 | لینک  | 



امروز روز کتاب و کتاب خوانی و روز بزرگداشت غواص بزرگ کتاب  قرآن عظیم مبارک باد.
نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 12:8 | لینک  | 


امام علی بن موسی الرضا علیه السلام هشتمین پیشوای شیعیان می باشد. کنیه آن حضرت ابوالحسن بوده است و چون حضرت امیر علیه السلام نیز مکنی به ابوالحسن بوده است حضرت رضا علیه السلام را ابوالحسن ثانی گفته اند. مشهورترین لقب ایشان رضا بوده است که بنا بر روایتی در عیون اخبار الرضا (1/13) علت ملقب بودن آن حضرت به رضا این بود که هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ( ولایت عهدی او) رضایت دادند و چنین چیزی برای هیچیک از پدران او دست نداده بود، از این رو در میان ایشان تنها او به رضا نامیده شد. اما به روایت طبری ( وقایع سال 201 ) مأمون آن حضرت را الرضا من آل محمد نامید چنانکه صدوق هم بنا بر روایتی دیگر در عیون اخبار الرضا (2/147) چنین گفته است. تاریخ نگاران و محققان مسلمان در تعیین زمان ولادت آن امام همام، سخنان گوناگونی گفته اند. در بین مورخان و محدثان تولد آن حضرت به روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذیقعده سال 148 ه.ق مشهور است؛ میلاد این امام عزیز مبارک باد.

نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 6:7 | لینک  | 

 روح لطيفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خُلق كريمانه‏اش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود سخن از عارف كامل آيت اللّه ميرزا محمد على شاه آبادى است، در اين نوشتار براى بهره مندى از درياى ژرف معارف از منظر آن حكيم الهى دست به دامان بزرگى شده‏ايم كه به تعبير خودش شايد هيچ كس به اندازه ايشان، آيت اللّه شاه آبادى را نشناخته است. برخى از نكته‏هاى نابى كه در پى مى‏آيد، نقل قول‏هايى است كه حضرت امام خمينى(ره) در كتاب هايشان از مرحوم شاه آبادى بيان نموده‏اند.



بهت فرشتگان‏

«سه آيه آخر سوره مباركه حشر را تلاوت كنيد تا ملكه شما شود و اولين اثرى كه از آن مترتب مى‏شود، پس از مرگ و شب اول قبر است. وقتى كه ملكين از طرف پروردگار براى سؤال و جواب مى‏آيند، در جواب «مَن ربُّك؟»(1) بگوئى: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(2)
وقتى اين طور پاسخ بگويى ملائكه الهى مبهوت و متحير مى‏شوند، چون اين معرفى حق است به زبان حق، نه معرفى حق به زبان خلق.»(3)


گوش كردن به تَغَنّيات(4)

اى عزيز، بكوش تا صاحب عزم و داراى اراده شوى،(5) كه خداى نخواسته اگر بى‏عزم از اين دنيا هجرت كنى، انسان صورى بى‏مغزى هستى كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى. زيرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سَريره است و جرأت بر معاصى، كم كم انسان را بى‏عزم مى‏كند و اين جوهر شريف(6) رااز انسان مى‏ربايد. استاد معظم ما مى‏فرمودند:
«بيشتر از هر چه، گوش كردن به تغنيات، سلب اراده و عزم از انسان مى‏كند.»(7)


سگ درگاه خدا

به قول شيخ بزرگوار ما: «شيطان، سگِ درگاه خداست. اگر كسى با خدا آشنا باشد، به او عوعو نكند و او را اذيت نكند.»
سگِ درِ خانه، آشنايان صاحب خانه را دنبال نكند. شيطان نمى‏گذارد كسى كه آشنايى با صاحب خانه ندارد، وارد خانه شود. پس اگر انسانى با صاحب خانه در ارتباط است، مى‏تواند از او بخواهد كه شرّ سگ خانه‏اش را از او كم كند و از صاحب خانه بخواهد كه صداى آن سگ را بخواباند.(8)


راهى براى اصلاح نفس‏

جناب عارف بزرگوار مى‏فرمودند كه:
«مواظبت به آيات شريفه آخر سوره حشر، از آيه شريفه: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ(9) تا آخر سوره مباركه، با تدبّر در معنى آن‏ها در تعقيب نمازها، خصوصاً در اواخر شب كه قلب فارغ البال است، خيلى مؤثر است در اصلاح نفس.»(10)


محبت دنيا، در وقت مردن‏

بدان كه «نفس» در هر حظّى كه از اين عالم مى‏برد، در «قلب» اثرى از آن واقع مى‏شود... و سبب تعلّق آن است به دنيا، و التذاذات هر چه بيشتر باشد، قلب از آن بيشتر تأثير پيدا مى‏كند و تعلق و حُبّش بيشتر مى‏گردد تا آن كه تمام وِجهه‏ى قلب، به دنيا و زخارف آن گردد، و اين منشأ مفاسد بسيارى است. تمام خطاهاى انسان و گرفتارى به معاصى و سيّئات، براى همين محبت و علاقه است، و از مفاسد بزرگ آن ،چنان چه حضرت شيخ عارف ما، روحى فداه مى‏فرمودند آن است كه:
«اگر محبت دنيا، صورت قلب انسان گردد و اُنس به او شديد شود، در وقت مردن كه براى او كشف شود كه حق تعالى او را از محبوبش جدا مى‏كند و ما بين او و مطلوباتش افتراق مى‏اندازد، با سخطناكى و بُغض به او از دنيا برود.»
و اين فرمايش كمر شكن، بايد انسان را خيلى بيدار كند كه قلب خود را خيلى نگاه دارد.(11)


حضور قلب‏

همه ارباب صنايع و حِرَف(12) و اهل لذّات و معاملات و عادات، اعمال خود را به حضور قلب انجام مى‏دهند، به جهت آن كه قلب داراى محبوب است و لذا متوجه به محبوب خواهد بود؛ فقط اهل عبادت، محروم از قلب‏اند! با آن كه اُسّ اساس پرستش و ستايش بر حضور است و حقيقتاً تمام عاملين، اخطار مى‏كنند به اهل عبادت كه ما عملى نكرده‏ايم مگر به حضور قلب، آيا شما در تمام عمر عبادت كرده‏ايد به حضور قلب يا نه؟(13)



1. يعنى: خداى تو كيست؟
2. سوره حشر، آيه 24 - 22.
3. آيت اللّه نصراللّه شاه‏آبادى، برنامه راديويى سيماى فرزانگان، سال 1365.
4. آوازها و موسيقى‏هاى مُطرِب.
5. امام خمينى(ره) در كتاب آداب نماز مى‏فرمايند كه شيخ بزرگوار، شاه آبادى روحى فداه، از عزم و اراده به «مغز انسانيت» تعبير مى‏كردند.
6. عزم و اراده.
7. چهل حديث، امام خمينى(ره)، حديث 1، ص 8.
8. چهل حديث، امام خمينى (ره)، ص 52.
9. سوره حشر، آيه 18.
10. چهل حديث، امام خمينى، ص 207 و 208.
11. چهل حديث، امام خمينى(ره)، ص 123 و 124.
12. حرفه‏ها.
13. شذرات المعارف، شذره چهارم، معرفه 146.
به كوشش حسن قدوسى زاده‏
http://www.porseman.net/defaulte.aspx?namayesh=666

نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 7:58 | لینک  |